تبليغاتX
یکی که خواهد مرد
ادبیات و موسیقی
 آرزوهای ویکتور هوگو براي شما

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني.

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

و امیدوام اگر جوان كه هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برابت آرزو کنم!
 

 

|+| نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387  |
 بدون شرح

 

 

|+| نوشته شده توسط محسن در جمعه نوزدهم مهر 1387  |
 جلو قانون

جلو قانون ، پاسبانی دم در قد برافراشته بود. یک مرد دهاتی آمد و خواست که وارد قانون بشود؛ ولی پاسبان گفت که عجالتا نمی تواند بگذارد که او داخل شود .آن مرد به فکر فرو رفت و پرسید :((آیا ممکن است که بعد داخل شود ؟ )) پاسبان گفت :((ممکن است؛ اما نه حالا.)) پاسبان از جلو درکه همیشه چهار طاق باز بود ، رد شد و آن مرد خم شد تا درون آنجا را ببیند . پاسبان ملتفت شد ، خندید و گفت : (( اگر با وجود دفاع من اینجا آنقدرتورا جلب کرده سعی کن که بگذری ؛ اما به خاطر داشته که من توانا هستم و من آخرین پاسبان نیستم . جلو هر اتاقی پاسبانان توانا تر از من وجود دارند ، حتی من نمی توانم طاقت دیدار پاسبان سوم بعد از خودم را بیاورم .)) مرد دهاتی منتظر چنسن اشکالاتی نبود؛ آیا قانون نباید برای همه وبه طور همیشه در دسترس باشد؟ اما حالا که از نزدیک نگاه کرد و پاسبان را در لبلده پشمی با دماغ تک وتیز و ریش تاتاری دراز و لاغر و سیاه دید، ترجیح داد که انتظار بکشد تابه او اجازه دخول بدهند .پاسبان به او یک عسلی داد و او را کمی دورتر از در نشانید . آن مرد آنجا روزها و سالها نشست . اقدامات زیادی برای اینکه او را در داخل بپذیرند، نمود و پاسبان را با التماس و در خواستهایش خسته کرد. گاهی پاسبان از آن مرد پرسشهای مختصری می نمود. راجع به مرز و بوم او و بسیاری از مطالب دیگر از او سوالاتی کرد؛ ولی این سوالات از روی بی اعتنایی و به طرز پرسشهای اعیان درجه اول از زیر دستان خودشان بود و بالاخره تکرار می کرد که هنوز نمی تواند بگذارد که او رد بشود . آن مرد که به تمام لوازم مسافرت آراسته بود ، به همه وسایل به هر قیمتی که بود، متشبثشد برای اینکه پاسبان را از راه در ببرد . درست است که او هم همه را قبول کرد ؛ ولی می افزود: (( من فقط می پذیرم برای اینکه مطمئن باشی چیزی را فراموش نکرده ای .)) سالهای متوالی آن مرد پیوسته به پاسبان نگاه می کرد . پاسبانهای دیگر را فراموش کرد. پاسبان اولی به نظر او یگانه مانع می آمد. سالهای اول به صدای بلند و بی پروا به طالع شوم خود نفرین فرستاد . بعد که پیرتر شد، اکتفا می کرد که بین دندانهایش غرغر بکند . بالاخره در حالت بچگی افتاد و چون سالها بود که پاسبان را مطالعه می کرد تا کیکهای لباس پشمی اورا هم می شناخت ، از کیکها تقاضا می کرد که کمکش بکند و کج خلاقی پاسبان را تغییر بدهند . بالاخره چشمش ضعیف شد ، به طوری که در حقیقت نمی دانست که اطراف او تاریکتر شده است و یا چشمهایش او را فریب می دهند؛ولی حالا در تاریکی شعله باشکوهی را تشخیص می داد که همیشه از در قانون زبانه می کشید . اکنون از عمر او چیزی باقی نمانده بود. قبل از مرگ تمام آزمایشهای اینهمه سالها که در سرش جمع شده بود ، به یک پرسش منتهی می شد که تاکنون از پاسبان نکرده بود . به او اشاره کرد ؛ زیرا با تن خشکیده اش دیگر نمی توانست از جا بلند بشود . پاسبان در قانون ناگزیر خیلی خم شد چون اختلاف قد کاملا به زیان مرد دهاتی تغییر یاتفته بود . از پاسبان پرسید : (( اگر هر کسی خواهان قانون است ، چطور در طی اینهمه سالها کس دیگری به جز من تقاضای ورود نکرده است ؟)) پاسبان در که حس کرد این مرد در شرف مرگ است برای اینکه پرده صماخ بی حس او را بهتر متأثر بکند ، در گوش او نعره کشید : (( از اینجا هیچکس به جز تو نمی توانست داخل شود، چون این در ورود را برای تو درست کرده بودند. حالا من می روم و در را می بندم .))

فرانتس کافکا

|+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه دوم مهر 1387  |
 
وقتی این همه اشتباه جدید وجود داره که می توان مرتکب شد ، چرا باید همان اشتباه قدیمی رو تکرار کرد (راسل)
|+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه دوم مهر 1387  |
 گذری برسازهای ایرانی
در ايران باستان هنگام برآمدن و فرو رفتن خورشيد گروهى به نواختن طبل و كوس و كرنا مى پرداختند. در اوستا بخش يسناها آمده كه پزشكان بيماران خود را با موسيقى ایرانی درمان مى كردند. در آن دوران سه نوع موسيقى آئينى (دينى)، بزمى و رزمى مرسوم بوده است، همچنين در جشن هاى طبيعت و روزهاى تاريخى و ملى نواها و موسيقى ایرانی ويژه اى اجرا مى شد. در دوران هخامنشيان سرودها و ترانه هايى به نام هوره در جنگ ها و جشن ها اجرا مى كردند كه امروزه در ايلام و سرزمين هاى غرب ايران با همين نام رايج است. در دوران ساسانيان به ويژه بهرام گور و خسرو پرويز موسيقيدان هايى زيرنظر وزير دربار «خرم باش» كار مى كردند. در جشن هاى بزرگ، اين نوازندگان و خنياگران نواها و آهنگ هاى گوناگون اجرا مى كردند. در شاهنامه آمده بهرام گور تعداد ده هزار لورى (خنياگر) از هند براى شادى و پايكوبى مردم به ايران آورد.
نبد هيچ مانند بهرام گور ‎/ به داد و بزرگى و فرهنگ و زور
مشهورترين موسيقيدان هاى اين دوران باربد، سركش، رامتين، بامشاد، آفرين و نكيساى چنگ نواز بودند. باربد براى هر روز هفته نوايى ساخت كه به هفت خسروانى معروف است. همچنين براى هر روز ماه سى لحن يا سى دستان و براى ۳۶۰ روز سال غير از پنجه دزديده، ۳۶۰ آهنگ يا ۳۶۰ دستان را ساخت. آهنگ جامه دران كه در رديف موسيقى ايرانى است از ساخته هاى نكيسا است كه با چنگ نواخته است. دستان ديگرى به نام دستگاه راست است كه باربد آن را ساخت و امروز جز دستگاه هاى هفتگانه موسيقی ايرانى است، همچنين بايد به آهنگ ها و دستان نوروز بزرگ، آرايش خورشيد، ماه بركوهان (ماه بالاى كوهسار)، كين ايرج، سوگ سياوش و گنج باد، گنج كاووس، تخت تاقديس، فرخ روز، سوگ شيديز و باغ شيرين اشاره كرد.
موسيقی ايرانى داراى هفت دستگاه به نام شور، ماهور، نوا، همايون، سه گاه، چهارگاه و راست پنجگاه است و آوازهاى ايرانى داراى سه بخش: دستگاه، نغمه و گوشه است. در ايران بعد از اسلام با اينكه موسيقى در اسلام نهى شده بود، با اين حال دانشمندان اسلامى و موسيقيدانان بزرگ ايرانى درباره هنر موسيقى كتاب ها و نگارش هايى دارند. از آن جمله مى توان به بزرگان موسيقى در دوره اسلامى اشاره كرد:
1 - نشيط فارسى: از پيشگامان و سازندگان موسيقى عربى در قرن اول هجرى بوده است. (۸۰ هجرى)۲- ابراهيم موصلى (ارگانى) و پسرش اسحق موصلى متولد شهر ارگان فارس عودنواز بودند. ابراهيم شعر عرب را به آهنگ ايرانى آراست، گويند او نهصد نغمه موسيقى ساخته و پسرش نيز نوشته هايى در باب اصول موسيقى نگاشته كه امروزه چيزى در دست نيست. (۲۳۵- ۱۲۵ هجرى) ۳- زرياب: يكى از موسيقيدان هاى ايرانى و شاگرد اسحق موصلى بوده و يكى از برجسته ترين خوانندگان و موسيقيدانان و نوازندگان عود در زمان هارون الرشيد بود. يكى از آثار اوفى الاغانى است. (۲۴۶ هجرى) ۵- ابوبكر زكرياى رازى دانشمند بزرگ ايرانى كه در رى به تحصيل علوم گوناگون زمان خود مى پرداخت و درباره موسيقى كتاب فى الجمل الموسيقى را نگاشته است. در جوانى نيز عود مى نواخت. (۳۱۳هجرى) ۷- ابونصر فارابى بزرگترين دانشمند قرن سوم و چهارم هجرى است و در تمام علوم زمان خود استاد بود و او را معلم ثانى بعد از ارسطو مى دانند. فارابى موسيقى را در بغداد آموخت و سماع طبيعى ارسطو را چهل بار خوانده است و سازى شبيه قانون نيز ساخته است و درباره موسيقى، آثارش عبارتند از: كتاب الموسيقى الكبير- و المدخل الى صناعته الموسيقى و كتاب الموسيقى. ۱- نشيط فارسى: از پيشگامان و سازندگان موسيقى عربى در قرن اول هجرى بوده است. (۸۰ هجرى) ۲- ابراهيم موصلى (ارگانى) و پسرش اسحق موصلى متولد شهر ارگان فارس عودنواز بودند. ابراهيم شعر عرب را به آهنگ ايرانى آراست، گويند او نهصد نغمه موسيقى ساخته و پسرش نيز نوشته هايى در باب اصول موسيقى نگاشته كه امروزه چيزى در دست نيست. (۲۳۵- ۱۲۵ هجرى) ۴- ابوالعباس سرخسى يكى از نويسندگان ايرانى و از مردم سرخس بوده و درباره موسيقى دو كتاب از او باقى است. (كتاب الموسيقى الكبير و كتاب الموسيقى الصغير) (۲۸۶ هجرى) ۶- ابن خرداديه جغرافيدان ايرانى بوده و نيايش زرتشتى بوده اند و درباره موسيقى آثارى مانند آداب السماع، طبقات المغنين (درباره خوانندگان) و رساله اى درباره سازهاى زمان ساسانى نوشته است. (۳۰۰ هجرى) ۸- ابوعبدالله خوارزمى در اثرش مفاتيح العلوم از اصول موسيقى و ابزار و سازها سخن گفته است. (۳۷۰ هجرى) ۹- رودكى شاعر نامدار و موسيقيدان بزرگ ايرانى كه چنگ نيكو مى نواخت. (۳۲۹ هجرى) ۱۰- ابوعلى سينا دانشمند برجسته ايرانى معروف به شيخ الرئيس در زمان سامانيان مى زيسته. او در حدود ۱۰۰ كتاب در رساله نوشته است و در بخشى از موسيقى سخن گفته است و يكى از نوشته هاى او درباره موسيقى المدخل الى صناعته الموسيقى است. ۱۱- صفى الدين ارموى يكى از دانشمندان بزرگ ايرانى است كه حدود سال ۶۱۳ هجرى در اروميه به دنيا آمد. عودنواز چيره دستى بود و آثارش در مورد موسيقى كتاب هاى الادوار و شرفيه درباره پرده بندى عود و گام هاى موسيقى است. ۱۲- قطب الدين محمودشيرازى نويسنده كتاب دره التاج كه بخش بزرگى از آن درباره موسيقى است و در سال ۷۱۰ هجرى درگذشت. رساله او در تاريخ موسيقى ارزش زيادى دارد. ۱۳- الجرجانى. شهرت جرجانى بيشتر در علوم ادبى و حكمت است و درباره موسيقى كتاب مقاليد العلوم و دانش هاى ديگر سخن گفته است و در سال ۸۱۶ هجرى درگذشت. ۱۴- عبدالقادر مراغى، نقاش و خوشنويس و عودنواز ماهرى بوده است. از آثار او كتاب مقاصد الالحان و جامع الالحان درباره علم موسيقى است. (۸۳۸ هجرى) ۱۵- احمدالمسلم الموصلى يكى از موسيقيدان هاى ايرانى است كه كتاب درالنفى فى فن الموسيقى را درباره هنر موسيقى و موسيقى نظرى نگاشته است. (۱۱۵۰ هجرى)

برخى از ساز-هاى ايرانى در دوره پيش از اسلام به سه دسته رده بندى شده اند:
الف- سازهاى بادى مانند نى و سرنا و...
ب- سازهاى كوبه اى (ضربه اى) مانند تنبك و...
ج- سازهاى زهى مانند كمانچه و غچك و...
ارغنون: بر وزن اندرون، ساز-ى ایرانی است مشهور و بسيار قديمى. گويند اين سازایرانی را افلاطون وضع كرده است. در نوشته ها آمده ارغنون ساز و آواز هفتاد دختر خواننده و نوازنده است كه جملگى يك چيز را به يك بار و به يك آهنگ با هم بخوانند و بنوازند.
بربط: ساز-ى ایرانی است مرغابى شكل كه كاسه كوچك و دسته بلند دارد و عرب ها آن را گرفته، كاسه چوبى را بزرگ، دسته را كوچك و كوتاه كرده و آن را العود نام نهاده اند.
بيشه: ساز-ى ایرانی است بادى كه بيشتر شبانان از آن استفاده مى كردند.
توتك: بر وزن موشك ، ساز-ى ایرانی است مانند نى كه چوپانان مى نوازند.
تنبور: بر وزن زنبور، ساز-ى ایرانی است مانند بربط. عرب ها به آن الطنبور مى گويند.
جلاجل: ساز-ى ایرانی است دف مانند همراه سنج و دايره.
چغانه: بر وزن ترانه، ساز-ى ایرانی است كوبه اى شبيه قانون و برخى آن را همان قانون مى دانند.
چنگ: از ساز-هاى ايرانى پيش از اسلام است كه در ادبيات فارسى و نقش هاى باستانى به چشم مى خورد و در اروپا اين ساز به هارپ معروف است.
دنبره: ساز-ى ایرانی است شبيه تنبور و معرب آن طنبوره است.
دهل: ساز-ى ایرانی است ضربه اى كه در زير بغل گرفته مى نوازند.
رباب: ساز-ى ایرانی است شبيه تنبور كه كاسه اى بزرگ و دسته كوتاهى دارد و روى كاسه پوست آهو مى كشند.
رود: نام ساز-ى ایرانی است قديمى كه در ادبيات فارسى همراه چنگ و رباب آمده است.
زنگل: سازى است قديمى كه داراى زنگوله ها و جلاجل هايى است.
سرناى: سازى است بادى كه به آن ناى رومى نيز گفته مى شود.
سنتور: سازى است خوش صدا كه بر صفحه چوبى آن ۹ تا ۱۲ خرك با سيم هاى زرد و سفيد ديده مى شود و با مضراب مى نوازند.
سه رود: ساز-ى ايرانى است كه تركيب شده از سه  ساز چنگ و رباب و بربط.
شاخ و شانه: نام يك ساز ايرانى قديمى است.
شاشك: بر وزن ناوك، سازى است معروف كه به آن رباب نيز گويند.
شاوغر: بر وزن گاوسر، سازى است بادى و نفيرش از كرنا كمتر است و به آن ناى رومين نيز مى گويند.
شاه ناى: كه مخفف آن شهناى است كه به سرناى رومى نيز معروف است.
شش تا: نام سازى است كه به تنبور شش تار معروف است.
شوشك: سازى است كه به آن رباب چهار رود نيز مى گويند.
شهرود: سازى است مانند موسيقار كه ايرانيان و روميان در بزم و رزم نوازند.
عجب رود: از سازهاى بادى است و مانند نى مى نوازند.
عربانه: ساز-ى ایرانی است شبيه دف و دايره و بعضى به آن دايره حلقه دار مى گويند.
عود: همان بربط ايرانى است كه عرب ها نام آن را العود نهاده اند.
غيچك: نام سازى است معروف كه امروزه به آن كمانچه مى گويند.
قانون: نام ساز ايرانى بوده كه با دو حلقه يا زخمه با انگشتان مى نوازند. امروزه به كشورهاى عربى و تركيه راه پيدا كرده است. نوازندگان اين ساز در دوران تيموريان و سلجوقيان و صفويه زياد بوده اند كه مى توان به حافظ قانونى، حافظ مضرابى و رحيم قانونى اشاره كرد كه نقش آنها در عالى قاپو اصفهان ديده مى شود.
موسيقار: سازى است كه از نى هاى بزرگ و كوچك به شكل مثلث به هم وصل است و داراى صداى جالبى است كه درويشان و شبانان مى نوازند و نام پرنده اى نيز است.
مولو: سازى است كه از شاخ آهو ساخته و داراى حلقه هايى نيز است.
مهرى: نوعى از ساز چنگ است و يكى از نام هاى چنگ است.
ناى مشك: نام سازى است بادى كه به آن نى انبان نيز مى گويند.
نى هفت بند و نى لبك نيز از سازهاى بادى ايرانى هستند.

                                                      برداشت از كتاب نظرى موسيقى روح الله خالقى
                               و فرهنگ نامه خرد و الحان موسيقى نوشته دكتر داريوش صفوت

|+| نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387  |
 ساز رباب

ساز رباب ار را در زیر مجموعه سازهای مضرابی ( زهی-زخمه ای ) سازهای ایرانی بررسی میکنیم

شکل ظاهری- رباب مجموعا از چهار قسمت شکم، سینه، دسته و سر تشکیل شده است
شکم در واقع جعبه ای به شکل خربزه است که بر سطح جلویی آن، پوست کشیده شده و خرکی کوتاه روی پوست قرار گرفته است . سینه نیز جعبه ای مثلث شکل است که سطح جلویی آن، تا اندازه ای گرده ماهی و از جنس چوب است . در سطح جانبی سینه (سطحی که هنگام نواختن در بالا قرار می گیرد)،هفت گوشی تبعیه شده که سیم های تقویت کننده صدای ساز به دور آنها پیچیده می شوند. بر سطح جانبی دیگر (سطح پائینی )، پنجره ای دایره ای شکل ساخته شده است . دسته ساز نسبتا کوتاه است و بر روی آن، حدود ده "دستان" بسته می شود و بالاخره در سر ساز، مانند، تار جعبه گوشی ها قرار گرفته و در سطوح بالائی و پائینی این جعبه هر یک سه گوشی تعبیه شده است، سطح جانبی جعبه گوشی ها کمی به طرف عقب ادامه یافته است

تعداد سیم های رباب شش یا سه سیم جفتی است که سیم های جفت با یکدیگر همصوت کوک می شوند

سیم های رباب در قدیم از روده ساخته می شده در حالیکه امروز آنها را از نخ نایلون می سازند و سیم بم روی نایلون روکشی فلزی دارد

کوک سیم های رباب از این قرار است

وسعت ساز به ترتیب زیر است

مضراب رباب امروزی مانند مضراب عود از پر مرغ ساخته شده است
رباب اساسا محلی و بیشتر در نواحی خاسان و مرز افغانستان معمول است

رباب سوپرانو - سازی است با مقیاس کوچک تر از رباب معمولی، که به پیشنهاد حسین دهلوی رئیس وقت هنرستان موسیقی ملی و به اهتمام کارگاه سازسازی وزارت فرهنگ و هنر ساخته شد و آن را "رباب سوپرانو" نام گذاردند و رباب معمولی تنها در هنرستان های موسیقی ملی و در موارد همنوازی در ارکستر، در مقابل رباب ساخته شده سوپرانو، نام "رباب آلتو" به خود گرفت


رباب تاجیکستان -یکی دو دهه پیش عدهای از نوازندگان تاجیک به ایران آمدند و در تهران کنسرتی دادند . ضمنا در برنامه معارفه هنرمندان ایرانی و تاجیک یک عدد رباب خود را به هنرستان هدیه کردند . دسته این ساز حدود 15 سانتی متر بلند تر از رباب ایرانی است و در عوض قسمت سینه و شکم آن را به ترتیب 10 و 5 سانتیمتر کوتاه تر کرده اند . براثر بلند شدن دست ، به تعداد "دستان " ها اضافه شده است


از کتاب ساز شناسی تالیف پرویز منصوری
|+| نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387  |
 ساز قانون

ساز قانون را در زیر مجموعه سازهای مضرابی ( زهی-زخمه ای ) سازهای ایرانی بررسی میکنیم

این ساز به شکل ذوذنقه قائم الزاویه است . بلندترین ضلع ( کمی بیشتر از یکمتر ) ، نزدیک به نوازنده و کوتاهترین آن ، موازی با ضلع قبلی ، دور از او قرار می گیرد . ضلع سمت راست ( به طول تقریبی 40 سانتیمتر ) قائم به هر دو ضلع موازی پیشگفته است و ضلع سمت چپ اضلاع موازی را به طور مورب قطع می کند . سمت راست ساز حفره ای به شکل مربع مستطیل به ابعاد تقریبی 40 × 15 سانتیمتر قرار گرفته و روی آن را پوستی یک یا چند تکه ای کشیده اند و خرکی نسبتا کم ارتفاع ولی دراز ، با چند پایه در نقاط برابر طی پوست ، روی آن تکیه کرده است

تعداد اصوات قانون 26 است و هر صوت توسط سه سیم همکوک حاصل می شود . سیم ها در کنار راست ساز تثبیت شده ، پس از عبور از روی خرک و طی طول ساز . هر سه سیم از میان دستگاه مخصوصی که جهت کوک موقت ، ( یا از زیر و بم کردن صوت سیم ها تا حد یک پرده و نیم ) ، تعبیه شده ، عبور می کند و هر سیم به گوشی مخصوص کوک اصلی می رسد ،به کمک دستگاه مخصوص کوک موقت ، تغییر کوک بسیار سریع و راحت انجام می گیرد ، می توان تمام صداهای کروماتیک مخصوص موسیقی شرق ( و موسیقی ایرانی 9 را از ساز حاصل کرد
نت نویسی قانون ، امروزه معمولا بر روی دو حامل ( پائینی با کلید " فا " برای دست چپ و بالائی با کلید " سل " برای دست راست ) عمل می شود و وسعت صدای قانون از این قرار است


مضراب ساز عبارتست از " انگشتانه " ای که به انگشتان اشاره هر دو دست می کنند. تیغه ای از جنس شاخ ، مانند ناخن به انگشتانه ها الصاق شده که نوازنده قانون به وسیله آن به سیم های ساز زخمه می زند

از کتاب ساز شناسی تالیف پرویز منصوری
|+| نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387  |
 ساز تنبور

ساز تنبور ار را در مجموعه سازهای مضرابی (زهی- زخمه ای) سازهای ایرانی بررسی می کنیم
دارای شکمی گلابی و دسته ای دراز است که بر روی آن از 10 تا 15 پرده بسته می شود رویه جلویی شکم چوبی است دسته این ساز، مانند سه تار به سر ساز متصل است و سر در حقیقت، ادامه دسته است که بر روی سطوح جلویی و جانبی آن، هریک دو گوشی کار گذارده شده که سیم ها به دور آن پیچیده می شوند
سیم های تنبور چهار عدد و معمولا به فاصله های مختلف کوک می شده است سیم های سوم و چهارم دو نوع کوک می شده از این قرار

 

وسعت ساز به قرار زیر است (که البته فاقد تمام فواصل کروماتیک مخصوص موسیقی ایرانی است)این ساز معمولا بدون مضراب، و با انگشت، نواخته می شود





چنانکه در تاریخ موسیقی ایرانی نوشته شده در قدیم سازی به نام تنبور وجود داشته و از آن انواع مختلفی ذکر کرده اند مثلا گفته شده که فارابی تئوری دان مشهور موسیقی ایران، تنبور بغدادی و تنبور خراسان را دستان بندی کرده است
این ساز،از دسته سازهای شهری است

 

از کتاب ساز شناسی تالیف پرویز منصوری
|+| نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387  |
 ساز دوزله
اين ساز متشكل است از دو لوله مسي (و گاه نئي يا از جنس پَر«دال» يا استخوان قلم مرغان ديگر) كه به توازي به هم الصاق شده يا بر هم بسته و محكم شده است. هر يك از لوله ها داراي قميشي يك زبانه و مستقل از ديگري است. در طول هر لوله شش سوراخ تعبيه شده به طوري كه سوراخها همواره در كنار هم قرار مي گيرند. انتهاي تحتاني لوله ها مانند تمام سازهاي بادي كه تاكنون ديده ايم بازاست. دوزله به طولهاي مختلف ساخته مي شود. (كوچك ترين آن نوع ساخته شده در شهر به طول 22 سانتيمتر و قطر حدود 2 سانتيمتر است).
وسعت ساز حدود دو اكتاو است كه بسته به بزرگي و كوچكي ساز در ميدان صدائي متفاوت قرارمي گيرد.
دوزله سازي است محلي و از انواع «بادهاي يك زبانه اي» است.
در بعضي نقاط ايران اين ساز را «جفته» يا «جفتي» مي نامند.
 
|+| نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387  |
 

کاش در دنیا سه چیزوجود نداشت : غرور ، دروغ ، عشق ... انسان با غرور می تازد ، با دروغ می میرد ، باعشق می میرد.( دکتر علی شریعتی)
|+| نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387  |
 
 
بالا